سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
282
تاريخ ايران ( فارسى )
را بچنگ آورده او را تحت شكنجه و آزار قرار داد و ناقص كرد و اين عمل بيرحمانه ماسيستس را كه در باختر بود وادار بطغيان نمود ليكن گرفتار شد و بقتل رسيد . پس از آن خشايارشا از سارد بشوش آمد و مدت چندين سال ديگر خبرى از او نداريم . تاختوتازهاى يونانيها در آسياى صغير و جنك اوريمدن ، 466 پيش از ميلاد همين كه شاهنشاه بمركز دولت خود بازگشت حملات يونانيان در نظر ايرانيان البته خالى از اهميت مىنمود و يونانيها هم چون از مركز خود فاصلهء زياد داشتند نمىتوانستند بقلب دشمن ضربتى وارد آورند ، از آنطرف مداومت در محاربات براى آتن كمال اهميت را داشت ، بواسطهء اتحاد دلس « 1 » كه بموجب آن آتن قواى متحدين را تشكيل و اداره ميكرد نيروى دريائى درست شده و در سال 466 قبل از ميلاد پس از دوازده سال محاربات دائمى مساعى يونان در تحت پيشوائى حياتبخش سيمن پسر ميلتياد « 2 » منتهى بيك فتح باشكوهى در اوريمدن واقع در خليج پامفيليه « 3 » گرديد و در آنجا يونانيان مانند واقعهء ميكال قشون پياده كرده و يكدسته از لشكريان پارسى را كه متحصن بودند مغلوب ساختند و كشتىهاى ايشان را هم منهدم نمودند . اين فتح مكمل شد باينكه هشتاد فروند كشتى يا ناو فينيقى كه بمدد پارسيها ميآمدند نيز گرفتار گرديدند و ميتوان قبول كرد كه بحرپيمايان آسيائى بعد از اين خسارتهاى فاحش هيچوقت با نيروى دريائى يونانى راضى بمقابله نمىشدند مگر اينكه از حيث جمعيت و برترى قوهء اطمينان كامل حاصل مينمودند . قتل خشايارشا ، 466 قبل از ميلاد ظاهرا اين است كه بىكفايتى و فساد اخلاق خشايارشا مكافات خود را همراه آورد و بعد از بيست سال سلطنت مصيبتآور بدست ارتابانوس « 4 » ( اردوان ) رئيس پاسبانان خود بقتل رسيد . خصال خشايارشا خشايارشا را چنان كه سابقا گفتهايم عموما با اخشورش مذكور در توراة تطبيق ميكنند و چندان نميتوان از او خوب گفت و يا
--> ( 1 ) - Delos . ( 2 ) - Miltiades . ( 3 ) - Pamphylia . ( 4 ) - Artabanus .